
خانه شریفیها یکی از نمونههای شاخص معماری معاصر ایران است که در آن معماری از یک ساختار ثابت و ایستا فاصله میگیرد و به عنصری پویا و تغییرپذیر تبدیل میشود. این بنا توسط دفتر Next Office به سرپرستی علیرضا تغابنی در تهران با زیربنای حدود ۱۴۰۰ مترمربع و در هفت طبقه سازماندهی و در سال ۲۰۱۴ معرفی شده است. آنچه در نگاه نخست خانه شریفیها را از بسیاری از ساختمانهای مسکونی معاصر متمایز میکند سه حجم متحرک چرخان در نمای ساختمان است. این حجمها میتوانند به صورت مستقل تغییر وضعیت دهند و با چرخش خود میزان باز یا بسته بودن ساختمان را تغییر دهند. به این ترتیب نما دیگر تنها یک پوسته ثابت نیست، بلکه بخشی فعال از سازمان فضایی ساختمان محسوب میشود.
زمینه و مسئله طراحی
یکی از مسائل مهم پروژه ویژگی زمین و شرایط شهری آن بوده است. زمین پروژه دارای عرض نسبتاً محدود و عمق بیشتری بوده و این مسئله دسترسی مستقیم فضاهای داخلی به نمای باز را محدود میکرد. راهحل طراحی تبدیل یک نمای نسبتاً دوبعدی به پوستهای سهبعدی و متغیر بود، بهگونهای که بخشهایی از ساختمان بتوانند از حجم اصلی خارج شوند و فضای باز بیشتری ایجاد کنند در نتیجه، حرکت حجمها تنها یک نمایش فرمی نیست بلکه به مسئلهای واقعی در سازماندهی فضا پاسخ میدهد.
از نمای ثابت به نمای متحرک
در معماری معمول، نما مرزی نسبتاً ثابت میان فضای داخلی و محیط بیرون است. اما در خانه شریفیها این مرز میتواند تغییر کند. سه جعبه یا حجم متحرک ساختمان با چرخش خود، وضعیت فضایی بنا را تغییر میدهند. هنگامی که این حجم ها باز میشوند تراس های وسیع و ارتباط بیشتری میان فضای داخلی و محیط بیرون ایجاد میشود. در حالت بسته ساختمان ظاهری فشردهتر و درونگراتر پیدا میکند. بنابراین میتوان گفت در این پروژه نما به یک فضای واسط تبدیل شده است. فضایی میان داخل و خارج که خود نیز قابلیت تغییر دارد.

معماری و مفهوم انعطافپذیری
یکی از مهمترین مفاهیم خانه شریفیها انعطافپذیری است. در این بنا یک پلان و یک وضعیت ثابت برای تمام شرایط در نظر گرفته نشده است. حجمهای متحرک میتوانند بر اساس شرایط مختلف تغییر وضعیت دهند و ساختمان را از حالتی باز و برونگرا به حالتی بستهتر و درونگرا تبدیل کنند. منابع معرفی پروژه نیز انعطاف پذیری و عدم قطعیت را از مفاهیم اصلی طراحی میدانند این موضوع از نظر معماری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ساختمان به جای آنکه صرفاً خود را به کاربر تحمیل کند، تا حدی امکان تغییر شرایط فضایی را در اختیار کاربر قرار میدهد.
ارتباط با معماری سنتی ایران
یکی از جذابترین جنبههای این پروژه ارتباط ایده آن با معماری سنتی ایران است. در خانههای سنتی ایرانی بسته به فصل و شرایط آبوهوایی بخشهای مختلف خانه مورد استفاده قرار میگرفتند. مفهوم فضاهای تابستان نشین و زمستان نشین نمونهای از این نوع سازگاری معماری با شرایط محیطی و شیوه زندگی بوده است. در خانه شریفیها نیز تغییر وضعیت حجمها امکان ایجاد شرایط متفاوتی برای زندگی در فصلهای مختلف را فراهم میکند. در تابستان باز شدن حجمها باعث ایجاد تراسهای بزرگتر و ارتباط بیشتر با فضای بیرون میشود و در زمستان، ساختمان بستهتر شده و سطح بازشوهای وسیع تابستانی از بین میرود. طراحان پروژه نیز این ایده را با الگوی فضاهای تابستاننشین و زمستاننشین خانههای ایرانی مرتبط دانستهاند. بنابراین استفاده از تکنولوژی در این پروژه الزاماً به معنای فاصله گرفتن از معماری ایرانی نیست بلکه میتواند راهی برای بازخوانی یک مفهوم سنتی با زبان معماری معاصر باشد.
سازماندهی فضایی
خانه شریفیها در هفت طبقه شکل گرفته است. دو طبقه زیرزمین برای فضاهای خانوادگی، ورزشی و رفاهی در نظر گرفته شدهاند. طبقه همکف شامل پارکینگ و فضاهای خدماتی است. فعالیتهای عمومی خانواده در طبقات اول و دوم و فضاهای خصوصیتر در طبقات سوم و چهارم قرار گرفتهاند. این سازماندهی نشان میدهد که حرکت حجمهای خارجی بنا به تنهایی تعیینکننده طراحی نیست بلکه ساختمان از نظر عملکردی نیز بر اساس سلسلهمراتب فضایی سازمان یافته است.
سازه؛ جایی که معماری و تکنولوژی به هم میرسند
حرکت دادن بخشی از یک ساختمان چندطبقه مسئلهای صرفاً معماری نیست و نیازمند راهحل سازهای و فنی پیچیده است. در خانه شریفیها سیستم سازهای متناسب با ویژگی متحرک پروژه طراحی شده و عملکرد ایستایی و دینامیکی آن با استفاده از مدلسازی دیجیتال و تحلیلهای سازهای بررسی شده است. همچنین کنترل بارگذاری و ارتعاشات ناشی از حرکت حجمها در طراحی مورد توجه قرار گرفته است. از این منظر، یکی از نقاط قوت پروژه این است که ایده فرمی آن از سازه و تکنولوژی جدا نیست بلکه حرکت، فرم و سیستم سازهای در ارتباط با یکدیگر شکل گرفتهاند.
نقد پروژه
با وجود جذابیتهای معماری خانه شریفیها میتوان درباره میزان ضرورت و کارآمدی سیستم متحرک آن نیز سؤالهایی مطرح کرد. آیا تمام این پیچیدگی فنی واقعاً برای بهبود کیفیت زندگی ضروری بوده است؟ آیا یک معماری ثابت اما با طراحی دقیق اقلیمی نمیتوانست بخشی از همین اهداف را با هزینه و پیچیدگی کمتر به دست آورد؟ از طرف دیگر همین پرسشها میتوانند نقطه قوت پروژه نیز باشند. زیرا خانه شریفیها معماری را از یک پاسخ قطعی و ثابت دور میکند و درباره امکان تغییرپذیری ساختمان در طول زمان سؤال ایجاد میکند. به همین دلیل، ارزش پروژه را نمیتوان فقط در ظاهر متفاوت آن جستوجو کرد. اهمیت اصلی آن در تلاشی است که برای پیوند دادن فرم، عملکرد، تکنولوژی، اقلیم و مفهوم انعطافپذیری انجام داده است.
جمعبندی
خانه شریفیها نمونهای از معماری معاصر ایران است که در آن ساختمان به عنوان یک شیء ثابت در نظر گرفته نشده، بلکه به عنوان سیستمی تغییرپذیر و پاسخگو طراحی شده است. سه حجم متحرک پروژه نه تنها ظاهر بنا را تغییر میدهند، بلکه رابطه میان فضای داخلی و خارجی، میزان گشودگی ساختمان و نحوه استفاده از برخی فضاها را نیز تحت تأثیر قرار میدهند شاید مهمترین ویژگی این پروژه، تلاش برای پاسخ دادن به یک سؤال اساسی باشد: آیا ساختمان میتواند مانند زندگی انسان تغییر کند؟ خانه شریفیها پاسخی معمارانه به این سؤال ارائه میدهد؛ پاسخی که در آن تکنولوژی معاصر با مفاهیمی از معماری سنتی ایران ترکیب شده و نتیجه آن ساختمانی است که میان درونگرایی و برونگرایی، سکون و حرکت، سنت و تکنولوژی در حال تغییر است.
منبع:
1-https://www.archdaily.com/522344/sharifi-ha-house-nextoffice?utm_source=chatgpt.com
2-https://architizer.com/projects/sharifi-ha-house-1/?utm_source=chatgpt.com
3-https://architectureprize.com/winners/winner.php?id=59058&mode=hm&utm_source=chatgpt.com